X
تبلیغات
رایتل
شنبه 10 فروردین‌ماه سال 1387 ساعت 02:42 ق.ظ


حضرت امیر: دو گروه هستند که اگر اینها صالح باشند ، جامعه سالم می ماند :
1- حاکمان 2- علماء
اگر هم اینها فاسد شوند که دیگر امیدی نیست .
////////

گفتند سردار برهنه نماز کرده خم ابروی زنان عریان را
گفتند سردار مسئول امنیت و عفاف بوده
گفتند سردار ...
... سردار زمامدار بوده در دولت علی زمانه !


وقتی نهج البلاغه را ورق می زنی ، به رفتارها و گفتارهای علی در زمان خلافتش که می رسی از خود می پرسی : در پس این شیوه ی برخورد غیر محافظه کارانه ، چه رازی نهفته بوده است؟

یکبار خبر می دهند که ناظر مالی اهواز اموال مردم را بالا کشیده و رشوه خواری کرده و...

بین مردم پچ پچ افتاد که این چه حکومتی دینی است ؟ حکومت علی چه حکومتی است که ناظر مالیش دارد اینجا رشوه می خورد....

برخورد علی (ع){ بخشنامه به فرماندار اهواز} : بلافاصله او را عزل کن( با او مساحمه و مماشات نکن) و او را چنان که هست، بی کم و بیش ، به مردم معرفی کن ( منطق بعضی ها: حالا یکی رشوه خورده ، صدایش را در نیاورید که مردم بدبین می شوند .که این برعکس منطق علی است)

که اگر صدایش را در نیاورید مردم بدبین می شوند. آبرویش را بریز( چون آبروی دین را ریخته) او را حبس کن . اگر در مجازات او کوتاهی کنی خودت را عزل می کنم . او را در نماز جمعه تازیانه بزن ، مردم ببینند که داری تازیانه اش می زنی . او را در کوچه های اهواز بگردان تا همه ببینند و اگر کسی مدرکی دارد طلبش را از او بستاند( حدود مردم، حدود خداست) . پایش را در زنجیر کن و بجز در وقت نماز زنجیرش را باز نکن . ملاقاتی نداشته باشد تا راه پاسخگویی به دادگاه را نیاموزد و او را به آزادی امیدوار نکنند.( یعنی آدمی که در حکومت اسلامی به مردم خیانت می کند باید بایکت شود و نباید حتی وکیل داشته باشد). وقتی زندانیان را برای هواخوری بیرون بردی او را نبر. مگر اینکه بترسی که بمیرد و یا مریض شود.اگر باز هم جا داشت او را یک نوبت دیگر در نماز جمعه 35 ضربه ی شلاق بزن و حقوقش را از بیت المال نیز قطع کن.

علی با زمامدار فاسد اینگونه رفتار می کند! اکنون باید ماند و دید که حکومت اسلامی با مردی زمامدار که در اوج روزهای عفیف کردن مردم بی عفتی کرده! چه خواهد کرد؟ آیا چون علی خواهند بود یا چون سابقه ای که از ایشان داریم؟

آیا وقت ان نرسیده که علی نام ها علی وار تیغه انقلابی گری بر گلوی محافظه کاری نهند؟
می ترسم! می ترسم از آنکه این شعر روزی حقیقت یابد:

محتسب مستی به ره دیدو گریبانش گرفت

مست گفت ای دوست این پیراهن است افسار نیست

گفت:مستی،زان سبب افتان و خیزان میروی

گفت:جرم راه رفتن نیست،ره هموار نیست

گفت:میباید تو را تا خا نه ئ قاضی برم

گفت:رو صبح آی،قا ضی نیمه شب بیدار نیست

گفت:نزدیک است والی را سرای،آنجا شویم

گفت:والی از کجا در خانه ئ خمّار نیست

گفت:تا داروغه را گویم،در مسجد بخواب

گفت:مسجد خوابگاه مردم بد کار نیست

گفت:دیناری بده پنهان و خود را وارهان

گفت:کار شرع،کار درهم و دینار نیست

گفت:از بهر غرامت جامه ات بیرون کنم

گفت:پوسیده است،جز نقشی زپودوتار نیست

گفت:آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه؟

گفت:در سر عقل باید،بی کلاهی عار نیست

گفت:باید حد زند هشیارمردم،مست را

گفت:هشیاری بیار،اینجا کسی هشیار نیست
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo
PageRank Checking Icon